تبليغاتX
شازده شرقی - کلاغ های دوره گرد

شازده شرقی

این وب نوشت تعطیل شد

 

شازده پرسید : " چرا پروانه ها این همه ساده می میرند؟! "

نگاهم را به آسمان دوختم و گفتم : " پروانه ها اول عاشق می شوند ، بعد می میرند۰ "

۰۰۰

همه جا هستند ؛ در خیابان ، در شهر وهمین حدود نامعلوم رویاها که اصلا"صدایی از"گنجشک ها" در نمی آید ؛ انگار روزه ی سکوت گرفته اند۰

"کلاغ ها" اما همه جا را احاطه کرده اند و با قارقار بی موقع شان آزارم می دهند۰

پس چرا صدای تو را نمی شنوم ؟ چرا صدایم نمی کنی ؟

۰۰۰

آنقدر بی طاقتم که حوصله ی ماه و ستاره ها راهم ندارم ومدام به خودم امید چشمان تورامی دهم ؛

اما کو تا ساعت آن قرار ؟ من که طاقت "پرستو" ندارم !

گویا چاره ای نیست و باید دل به همین پرنده ها خوش کنم که همیشه ی خدا مثل همین حالا بالای سرم می چرخند۰

شازده !

خسته ام ، خسته ازاین همه کابوس که به سراغم می آید و دست به هرجا که می کشم دیوارمی روید !

خسته ام ، خسته از این همه کلاغ که دوره ام کرده اند ! 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:43 توسط شازده شرقی |