چند نفر هستند كه مثل آدم هاي يك عكس دسته جمعي نمي توانم فراموششان كنم ؛ آدمهايي كه هنوز نمي توانم نامشان را صدا بزنم ؛ از فكرم پاك نمي شوند۰ ولي ديگران را جز براي لحظه هاي خاص نمي توانم تحمل كنم و اصلا" به فكرم نمي آيند۰ اصلا" اين روزها به شناسنامه ي آدم ها اعتماد ندارم ، به آن نام و فاميلي و تاريخ تولد و ۰۰۰ دلم مي خواهد بعد از آشنايي با هر كس ، با توجه به شناختي كه از او پيدا مي كنم ، خودم برايش شناسنامه صادر كنم ، با نام و فاميلي و تاريخ تولد تازه ۰ از شناسنامه ها بدم مي آيد ؛ احساس مي كنم تحميلي و ساختگي اند ۰ پس حق دارم از حالا به بعد همه چيز را خودم انتخاب كنم ؛ نامم را ، فاميلي ام را ، ۰۰۰
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:21 توسط شازده شرقی |